جعفر شهرى باف
55
طهران قديم ( فارسى )
برمىآيد كه با وجود چنين خانهء راحت و شام و ناهار مرتب و پول تو جيبى و رخت و لباس نو ، كسب و كار برايش زايد مىباشد بخرجش نرفته دو پا را در يك كفش مىكند كه يا كار و مشغوليات ، يا اينكه خانه را ترك مىكنم . ناچار خانم سرمايهاى در اختيارش گذارده مختارش ميسازد و جوانك مدتى گرد شهر در صدد كار برآمده تا عاقبت محل مورد ذكر را كه خرابهء متروكى بوده خريده عمله و مقنى گذارده احداث چند دستگاه مبال مىكند و مقدارى نيز آفتابه براى آن تهيه كرده هر كدام را به رنگى ملون ميسازد و خود بالاى صفهى كنار حوض آن نشسته قلاب آفتابه پركنى را بدست گرفته مشغول لولئين « 99 » دارى مىشود ! . « 100 » وقتى خبر به خانم مىرسد و او را مىبيند كه سحر از خواب برخاسته مشتاقانه روانه مىشود متعجب كه چگونه ممكن است كسى كه آسودهترين و محترمترين زندگىها را داشته دست بچنان شغل خسيس بزند خود بخاطر اطمينان روزى به سراغش رفته او را بهمانگونه كه شنيده بوده ملاحظه مينمايد ، با اين اضافه كه در كمال شگفتى ملاحظه مىكند بالاى سكو نشسته آفتابه براى مراجعان پر مىكند ، اما هركس به هر آفتابه دست مىبرد با تغيّر و تشدد دستور برداشتن آفتابهى ديگر ميدهد ، به اين صورت كه اگر سبز را برداشته مىگويد آفتابهء زرد را بردارد و اگر قرمز را برميدارد پشت گلى يا سياه به او تكليف مىكند و به هر يك از مستراحها كه مىخواهد برود به مستراح ديگر فرمانش ميدهد و بر سر آن يكسره با مردم ستيز و خشونت مىكند ! چون شب مىرسد و خانم موضوع كار زشت لولئين خانهدارى و جريان آفتابهها را با او به پيش مىكشد جواب ميشنود ! چنانچه خانم مطلع مىباشد قبل
--> ( 99 ) . لولئين آفتابهى سفالين و لولئينخانه بمعنى مستراح عمومى و لولئيندار كسى كه تصدى پر كردن آفتابهها را به عهده داشته باشد . ( 100 ) . در اين توضيح كه لولئينخانهها حوض بىلبهاى وسط حياطشان داشت و سكو مانند مسقفى در كنار آن كه لولئيندار با چوب بلندى كه سرش قلاب نصب شده بود بر روى تشكچه نشسته با آن آفتابهها را پر مينمود . كارى كه در حد خود خبرهگى كافى لازم داشت ، چه بدست بىاطلاع آفتابه از قلاب رها شده غرق ميگرديد .